سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

29

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

واين صريح مخالف روايت پيغمبر است ، بلكه فعل عمر اگر واقع مىشد ، يك مجنونه مخصوصة در لگد وكوب ( 1 ) مىمرد ، واز قول حضرت أمير ( عليه السلام ) كه هر صبي را قطع [ در ] سرقت فرموده ، هزاران را ( 2 ) صبي ناقص الاعضا ‹ 507 › خواهند شد ، معلوم نيست كه شيعه از اين روايت چه جواب مىگفته باشند ، گنجايش حمل بر تقيه هم نيست ; زيرا كه اقامه حد بر صبيان مذهب عمر وعثمان نبود ، آرى اگر مىفرمود كه زن مجنونه را رجم بايد كرد البتة تقيه مىشد ، در اينجا خود اظهار حق فرمود ، ورجم شدن نداد . اما بر أهل سنت پس در اين باب اشكالى نيست ; زيرا كه ايشان هرگز اين روايت را از حضرت أمير ( عليه السلام ) باور نمىدارند ، بلكه افترا وبهتان مىانگارند . وآوردن شيخ ابن بابويه اين روايت را نزد ايشان ، جواب شافى است كه بالقطع كذب است ، واگر نواصب خواهند كه به أكاذيب شيعه در حق حضرت أمير ( عليه السلام ) أهل سنت را الزام دهند ، پيش نمىرود . وقصه حد زدن مرده تمام دروغ وافتراست ، هرگز در روايات صحيحه أهل سنت موجود نيست ، پس محتاج جواب نباشد ، بلكه صحيح در روايات آن است كه آن پسر بعد از زدن حد زنا زنده مانده ، وجراحات أو مندمل شد ، آرى [ أو را ] ( 3 ) در اثناى زدن حد غشى وبي هوشى لاحق شده بود ، به اين سبب بعضي را توهم مردن أو شد .

--> 1 . در مصدر : ( لگدكوب حدّ ) . 2 . ظاهراً ( را ) زائد است ، در مصدر نيز نيامده است . 3 . زيادة از مصدر .